آشنایی با مرند 2 ( مسجد بازار )


مکان اصلی بقعه در اولین شاه نشین جنوب غربی مسجد واقع بوده است واحتمالاً محل دفن همسر نوح نبی بوده است . آنطور که از کتیبه های سه گانه مسجد بر می آید ساختمان فعلی مسجد در سال 1268 هجری قمری بر روی بقعه در هم کوبیده شده و یا تعمیرات اساسی شده است . مساحت فعلی مسجد حدود 600 متر مربع است.

ا  ین مسجد از معدود مساجد ایران و بخصوص آذربایجان است که حدود اربعه آن را فضای آزاد تشکیل میدهد. 70-60 سال قبل چهار طرف مسجد همچون خندقی گود بود و با پلکان به مسجد راه داشت.

سابق بر  این شمال مسجد را یک بالکن شرقی ، غربی تشکیل می داد که در تعمیرات سال 1355 به فضای مسجد ملحق شد که فعلاً فضای کفش کنی و نماز خانه و چای خانه مسجد را تشکیل مید هد.

  قسمتی از حیاط و فضای متعلق به مسجد توسط دکان ها وبالکن احداثی دکانهای شمالی تصرف شده ست. ورودی اصلی مسجد توسط دو عدد در ضخیم چوبی که در گوشه شمال شرقی و شمال غربی روبه بالکن قرار دارد تأمین می شده است.

مسیحیان باین مسجد احترام خاصی قائل بوده وبه زیارت آن می آمده اند و پس از باز سازی مسجد به جهت احترام به عقاید مسلمانان نوار پارچه سفید طولانی تهیه می کردند و از جلو بالکن تا مکان بعقه روی حصیرهای مسجد، (همچون راهرو باریکی) پهن می کردند و پس از زیارت، پارچه را جمع کرده به مجاور مسجد هدیه می دادند.

موریس دو کوتز بوئه که اهل آلمان بوده و در معیت سفیر کبیر روسیه در سال 1817 میلادی (حدود 190 سال قبل) در زمان حکومت فتحعلی شاه از ایران دیدن کرده در کتاب خود بنام مسافرت به ایران می نویسد: .«... ارامنه، قصۀ معمولی خودرا در موضوع مرند هم ذکر می کنند. بدین نحو که می گویند، اعقاب حضرت نوح در این شهر سکنی داشته اند و زن آن حضرت هم در این شهر مدفون است، مسلمین نیز در نقطه ای که می گویند مدفن این حضرت است مسجدی بنا کرده اند که دیوارهای آن بر طبق قوانین اسلامی ساده و   بی آرایش ساخته شده ومعلوم نیست که خیلی جدید باشد ، موقعیکه این مسجد ساخته شده کسی نمی دانسته قبر زن نوح نبی کجا است و اگر ارامنه آن را حدس می زدند فعلاً قریب چهل سال است که خداوند محل حقیقی آن را به طریق اعجاز به مردم شناسانده ، بدین ترتیب که در ضمن زمین لرزه ای ، سنگ قبری در زمین ظاهر شده و دوباره در همان شکاف پنهان گردیده دو نفر ملا که یکی از آنان هنوز حیات دارد با عده ای از مردم شاهد این قضیه می باشند.

بعداً گفتند این قبر که لحظه ای بیش مرئی نشد متعلق به همان زن است که این همه  اعقاب از خود گذاشته و به زبان ارامنه ماراندا به معنای قبر مادر است ....»[1]

در مسجد بازار سه عدد کتیبۀ مرمری وجود دارد که با خط زیبایی نوشته شده است.

یکی از این کتیبه ها در بالای محراب قرار دارد و دو کتیبه دیگر در چایخانه و بالای سر در وردودی اصلی مسجد جای گذاری شده است.

درروی کتیه بالایی چایخانه که در حدود 35×45 سانتیمتر است سه بیت شعر نقر گردیده است در بیت سوم نوشته شده است:

     (هزار و دو صد شصتهشت اینچنین           زهجرت گذشته نهادیم این)

و در پائین اضافه شده :(من کلام علی بن هادی الحسن 1268)

و در روی کتیبه پائین که در حدود 50×60 سانتیمتر اندازه دارد . کلمات زیر نقر گردیده است.

«قد با ش بتعمیر هذا المسجد الشریف الواقع قبه ام نوح علیه السلام ، ما اشهر بین الناس. شیخ المشایخ الشیخ علی المرندی الذی تلمذ فی الحائر النجف الا شرف المشایخ العظام الشیخ محمد حسن صاحب جواهر الکلام الشیخ محمد حسین صاحب الفصول الشیخ الزهد صاحب المفاخر وزبده الاوائل والاواخر بحر الا یساحل الشیخ مرتضی سلمه اله 1268»

«این مسجد شریف که بنا به اشهربین مردم ، قبر مادر نوح[2] درآن واقع شده است ، تحت نظارت شیخ علی مرندی، شاگرد مشایخ بزرگ ، شیخ محمد حسن (صاحب جواهر الکلام) وشیخ محمد حسین(صاحب الفصول) وشیخ از هد صاحب مغاخر و زبدة الاوائل و اواخر شیخ مرتضی سلمه اله در تاریخ 1268 تعمیر یافت .»

از این تابلو بر می آید که این مسجد توسط حاجی شیخ علی مجتهد مرند ی تعمیر کلی شده است. شیخ علی در سال 1310 هجری قمری در نجف وفات نموده است و از آن زمان یکی از اولاد ذکور این خانواده در اداره مسجد عضویت داشته ودارد. پوسیدگی های بیرونی دیوار و کف مسجد با سنگ های مخصوص را ه آهنی در سال 1372 هـ.ق تحت نظارت مرحوم حاجی میرزا محمد آقا (نجفی) تعمیر شده بود وتا این سال که کف مسجد فقط حصیر پوش بوده وفقط در مراسم سوگواری کف مسجد با زیلو و جاجیم هائی که از منازل آورده می شد وبعد جمع کرده می بردند، با مبالغ جمع آوری شده توسط این مرحوم که مشهور بود که پنابات های مسجد را بدهید مسجد هم تعمیر و هم مفروش زیلویی گردید .(پنابات = پناه آیاد = ده شاهی)

در سال 1355 شمسی سنگ فرش کف مسجد والحاق بالکن به فضای مسجد تحت نظارت حاجی سید خلیل آقا حسینی اقدام شد.

برای سنگفرش کردن کف مسجد حدود دو متر از خاک نمور کف مسجد بیرون ریخته شد تا نسبت به قیر گونی کردن پی ها و پایه های ستون ها اقدام شود .

در این خاکبرداری سه مورد اساسی  به چشم خورده است:

1-   پایه ستون ها توسط سنگ ها بزرگی که با سرب به هم متصل شده اند به پای سنگ پی دیوار ها رسیده و با آنها جفت شده اند واین بر استحکام پی و ستونها افزده است (نوعی شناز تاریخی !)

2-   کل کف مسجد پس از یک متر خاکبرداری به صدها قبر رسیده است که استخوانهای آنها را جمع آوری و در گوشه ایی از مسجد، قسمتی نیز در گورستان شهر دوباره مدفون گردانیده شد.

3-   موقع خاکبرداری پس از حدود دو متر به بعد به قبرهایی رسیده اند که جنازه ها بصورت قبرهای (شامی)[3] دفن شده بودند واز استخوانهای آنها فقط یک لایه نازک پودر کرم رنگ باقی مانده بود.

سقف مسجد به غیر از دیوارهای چهار طرفه حامل، بر روی 4 عدد ستون دوازده ضلعی ظریف و خوش تراشی بنا شده است وکلاً شامل 9 عدد گنبد آجری است.

در سال 1370 شمسی نسبت به رو کار کردن نمای بیرونی مسجد با سنگ های کریستال و نیز تعویض پنجره های چوبی با پنجره های آهنی اقدام کردند که متأسفانه این تعمیرات بر وجهة تاریخی مسجد اثر منفی گذاشته است و ضروری است که برای عودت وجهة تاریخی مسجد این سنگ ها فرو ریزانده شوند.

در تعمیرات سال 1370 شمسی ، به غیر از لطمه زدن ، به اصالت مسجد، بارو نما کردن سنگ کریستالی شاه نشین ها ی مسجد نیز برداشته شده است که امید است با توجه بیشتر مسئولین امر مثل اوقاف و اداره کل میراث فرهنگی استان ، ضمن کندن سنگ ها از سطح دیوارهای بیرونی و آجر کاری آن بصورت مناسب تاریخی و برگرداندن سکوهای شاه نشین بجای خود و دفع تملک دکان ها و بالکن دکان ها از محوطه حیاط مسجد و ایجاد فضای سبز و آب نمای و شادُروان مناسب ضمن ایجاد یک محیط زیبا بر اصالت مسجد نیز بیفزایند.

اینجانب در اسفند 84 در جلسه ای در فرمانداری مرند به آقای تقیزاده مدیرکل میراث فرهنگی استان پیشنهادنمودم تاطبق روایات قدیمی ضریح بقعه را بجای خود عودت دهند وحالت زیارتگاهی آنرا بحالت اولیه درآورندتا مرند یکی دیگر از اصالت های باستانی خود را باز یابد.(چرا که بقعه ی اصلی مسجد درسابق دارای ضریح بوده است.) تا ضمن احیاء هویت تاریخی وباستانی مسجد که مورد زیارت مسیحیان و مسلمین بوده و صدها جهانگرد اروپایی از سیصد - چهارصد سال قبل تا حال وصف این مسجد را نوشته اند ، نسبت به جذب جهانگردان خارجی و ایرانی اقدام شود، که امید است پیشنهاد های بالا جامه ی عمل پوشیده و هموطنان مسلمان ومسیحی ودیگر مسیحیان که از اقصی نقاط عالم به زیارت این مکان مقدس می آمدندبازهم بیایند.

****************************************************************

۱) هرچند دراین کتیبه از این مسجد به عنوان مدفن مادر حضرت نوح اشاره شده است . ولی با توجه به اینکه دراکثر سفرنامه های اروپایی (به نقل از تورات) وعقیدۀ قدما، اینجا را محل دفن همسر حضرت نوح می دانند، اینجا مدفن همسر حضرت نوح  است نه مادر حضرت نوح .همانطوریکه مسلمین هم همسران حضرت محمد(ص) را ام المومنین میدانند. مسیحیان ارمنی هم از روی ارادتی که به حضرت نوح وهمسر او داشته ودارند همسر اورا مادر می نامند وحتی گفته می شود نام مرند (مانر)و(ماتر) بعنوان مادر است که در اثر کثرت تلفظ به مرند تبدیل شده است .والا طبق روایات واساطیر حضرت نوح مادرش را سوار کشتی نکرده بود که درطوفان حضورداشته باشد وبه مرند بیاید یا نیاید .پس مرند مدفن همس حضرت نوح است نه مادرش.

۲) - دفن شامی بدینصورت بود ه که پس از گود برداری عمودی گور (تا رسیدن به خاک سفت ) که حداقل دو متر عمق داشت قسمت جنوبی گودال را به اندازه جسد، بصورت افقی خالی می کردند ودر حقیقتت گور بصورت (L ال  انگلیسی ) در می آمد . جنازه را درگودال افقی به پهلو قرار داده  و به پشت آن چند کوزه شکسته ویا ترک دار (بصورت سرو ته ) می چیدند و سپس گودال را پر می کردند . در این نوع خاک کردن جنازه امکان بیرون آورده شدن جسد توسط حیوانات مرده خوار (مثل کفتار) که گویا در مرند زیاد بوده است تقریباً منتفی می شد.
دیدگاهها ۰
لطفا قبل از طرح هر گونه پرسشی، سوال مورد نظر خود را در بخش سوالات متداول جستجو کنید.
طرح دیدگاه
CAPTCHA